درخور/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(دَ. خُ) (ص فا.) مناسب، سزاوار.<br>مترادفها و واژههای مرتبطبایسته، برازنده، بسزا، سزاوار، شایان، شایسته، صلاحیتدار، فراخور، لایق، محق، مستحق، مستوجب، مناسبواژه قبلی: درخواستواژه بعدی: درخورد