دربند
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دَ بَ دِ) (حراض. مر.) در قید، درصدد، به قصد. ضح - به این معنی لازم الاضافهاست. ؛ ~ چیزی بودن بدان علاقه داشتن.<br>
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دَ بَ دِ) (حراض. مر.) در قید، درصدد، به قصد. ضح - به این معنی لازم الاضافهاست. ؛ ~ چیزی بودن بدان علاقه داشتن.<br>