واژه جو

دربند شروان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دربند شروان . [ دَ ب َ دِ ش َرْ ] (اِخ ) به کوه قبق پیوسته است و از وی جامه های پشمین خیزد. (حدود العالم ). رجوع به دربند (باب، باب الابواب ) شود.

معنی دربند شروان | واژه جو