واژه جو

دربلة

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دربلة. [ دَ ب َ ل َ ] (ع مص ) نواختن دهل . (از منتهی الارب ). زدن طبل را. (از اقرب الموارد). ◄ نوعی از رفتار. (منتهی الارب ). نوعی از مشی و راه رفتن . (از اقرب الموارد).

معنی دربلة | واژه جو