واژه جو

دربدری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دربدری . [ دَ ب ِ دَ ] (حامص مرکب ) دربدربودن . صفت و حالت دربدر. آوارگی . پریشانی . نداشتن جا و محل اقامت ثابت از خود. بی خانمانی . و رجوع به دربدر شود.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی دربدری | واژه جو