واژه جو

درآمیختگی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

درآمیختگی . [ دَ ت َ / ت ِ ] (حامص مرکب ) حالت و چگونگی درآمیخته . اختلاط. امتزاج . آمیزش . خلط.مزج . ◄ تشویش . آشفتگی . (ناظم الاطباء). ♦ درآمیختگی رای ؛ شک و تردید و حیرت . و رجوع به آمیختگی و آمیختن شود.

معنی درآمیختگی | واژه جو