واژه جو

در باریدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

در باریدن . [ دُرر دَ ] (مص مرکب ) پاشیدن در. پاشیده و افشانده شدن دُر. ◄ نزول قطرات باران . ◄ سخن گفتن به روانی . کنایه از سخن شیرین و شیوا از زبان جاری شدن : زبانی که اندر سرش مغز نیست اگردر ببارد همان نغز نیست . فردوسی .

معنی در باریدن | واژه جو