واژه جو

داوطلب شدن

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

پا پیش‌گذاشتن، خود را نامزد کردن، مایل بودن، راغب بودن ایثار کردن، خود را قربانی کردن، خودرا فدا کردن، بی‌غرض بودن

معنی داوطلب شدن | واژه جو