دانس
/vâže/
لغتنامه دهخدا
[ فر. ] (اِ.) رقص.<br>
فرهنگ فارسی معین
[ فر. ] (اِ.) رقص.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دانس . (فرانسوی، اِ) رقص . دست افشانی و پای کوبی مرد و زن . وشت . ترقص . دستبند. زقن . حنجله . بحرکت درآوردن بدن بموزونی، هم آهنگ با نوایی یا سازی .
واژگان فارسی سره واژهدان
پایکوبی