داغان/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(ص.) (عا.) از هم پاشیده، متلاشی شده.<br>مترادفها و واژههای مرتبطازکارافتاده، اسقاط، خردوخمیرپریشان،مصدومواژه قبلی: داغ کردنواژه بعدی: داغان کردن