داغ و درفش/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(غُ دِ رَ) (اِمر.) آهن تفته و سیخ سرخ کرده.<br>واژه قبلی: داغ دیدهواژه بعدی: داغ کردن