واژه جو

دارب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دارب . [ رِ ] (ع ص ) بازگشت کننده و بازآینده : عقاب دارِب ٌ علی الصید؛ یعنی بازی که هردم بسوی شکار خود می آید. (اقرب الموارد). ◄ حریص . معتاد. (ناظم الاطباء).

معنی دارب | واژه جو