واژه جو

دادیاب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دادیاب . [ دادْ ] (نف مرکب ) یابنده ٔ عدل . انصاف جوینده . ◄ داد یافته . انصاف دیده . انصاف جسته : سایه ٔ یزدان تویی و آفتاب ملک تو خلق یزدان از تواند انصاف جوی و دادیاب . سوزنی .

معنی دادیاب | واژه جو