واژه جو

دادوفریاد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

داد و فریاد. [ دُ ف َرْ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب ) از اتباع . داد و بیداد. هیاهو. داد و قال داد و فریاد بلند شدن، هیاهو راه افتادن . بانگ و شغب برخاستن . جار و جنجال شدن . فریاد و فغان برخاستن .

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

معنی دادوفریاد | واژه جو