واژه جو

دادورز

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دادورز. [ دادْ وَ ] (نف مرکب ) که عدل ورزد. که داد کند. دادگر. دادور : دو پرورده ٔ شاه بدخواه سوز یکی دادورز و یکی دین فروز. اسدی . دستور دادگستر سلطان دادورز مسعودسعد ملکت سلطان کامکار. سوزنی .

معنی دادورز | واژه جو