واژه جو

داده‌شده

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

رایگان، ارزان، ناقابل، دادنی، بخشیدنی اعطاشده، اهداشده، هدیه‌شده، اعطایی، اهدایی، واگذاری، واگذارشده، وقف، وقف‌شده، مبذول، مرحمتی مجاز نذری پرداختی، تسویه‌شده اجابت‌شده، برآورده، برآورده‌شده، مستجاب

معنی داده‌شده | واژه جو