داخر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
داخر. [ خ ِ ] (ع ص ) خوار. ذلیل . صاغر. (منتهی الارب ). مهان . ج، داخرون . (مهذب الاسماء).
واژگان قرآن
وَ هُمْ داخِرُونَ «داخر» از مادّه «دخر» (بر وزن فخر) و «دخور» هر دو به معناى ذلت و حقارت و تواضع و کوچکى است، آیه فوق در حقیقت جمله مقدرى دارد که جواب اصلى همان بوده و بقیه چیزى اضافه بر آن است تا سخن قاطعیت بیشترى پیدا کند، و تقدیر چنین بوده: «نَعَمْ اِنَّکُمْ مَبْعُوثُونَ حالِکَوْنِکُمْ داخِرِینَ».(5)