داثر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ثِ) [ ع. ] (ص.) کهنه، مندرس.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ثِ) [ ع. ] (ص.) کهنه، مندرس.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
داثر. [ ث ِ ] (ع ص ) هالک . ◄ غافل . سیف داثر؛ شمشیر زنگ زده . (منتهی الارب ). شمشیر دیرینه ٔ زنگ گرفته . (مهذب الاسماء). شمشیر زنگ خورده .