واژه جو

داب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

داب . (ع اِ) کروفر. (از شرفنامه ٔ منیری ). دارات . شأن و شوکت و خودنمائی . (برهان ) : گر ببینی آنهمه دارات و داب و داروگیر که به امر شاه و رسم باستان آورده اند. ملا مطهر (از آنندراج )

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی داب | واژه جو