خیمه زدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(~. زَ دَ) [ ع - فا. ]<BR>۱- چادر زدن.<BR>۲- در جایی ساکن شدن.<BR>۳- فنُی در کشتی.<br>مترادفها و واژههای مرتبطاردو زدن، خیمه برپا کردناستقرار یافتن، جا گرفتن، فرود آمدن، مستقر شدن، مقیم شدن، منزل کردنخیمه کشیدنواژه قبلی: خیمهواژه بعدی: خیو