خیلتاش/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(خِ) [ ع - تر. ] (اِمر.)<BR>۱- فرماندة سواران.<BR>۲- همقطار، هم گروه.<br>مترادفها و واژههای مرتبطهمکار، همقطارهمخیل، همطایفهفراش، محصل، پیکواژه قبلی: خیلاءواژه بعدی: خیلخانه