واژه جو

خیام | رباعیات | رباعی شماره ۳۹

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

فصل گل و طرف جویبار و لب کشت با یک دو سه اهل و لعبتی حور سرشت پیش آر قدح که باده نوشان صبوح آسوده ز مسجدند و فارغ ز کنشت

معنی خیام | رباعیات | رباعی شماره ۳۹ | واژه جو