واژه جو

خو

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(اِ.) ۱- علف هرزه. ۲- هر گیاه که خود را به درخت پیچد.

(اِ.) خوی، سرشت.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی خو | واژه جو