واژه جو

خوش تخم

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خوش تخم . [ خوَش ْ / خُش ْ ت ُ ] (ص مرکب ) آنکه فرزندان نیک آرد. آنکه فرزندان خوب آورد. (یادداشت مؤلف ).

معنی خوش تخم | واژه جو