خورند/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(خُ رَ) (اِمر.) درخور، مناسب.<br>مترادفها و واژههای مرتبطدرخور، سزاوار، شایسته، فراخور، لایق، مناسبواژه قبلی: خورشیدواژه بعدی: خورنق