خورشیدوار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خورشیدوار. [ خوَرْ / خُرْ شیدْ ] (ص مرکب ) مثل آفتاب . آفتابگون . خورشیدسان . خورشیدمانند. خورشیدفام : آهنگ دست بوس تو دارم ولی ز شرم لرزان تنم چو رایت خورشیدوار تست . خاقانی . دور نباشد که خلق روز تصور کنند گر بنمایی به شب طلعت خورشیدوار. سعدی .