واژه جو

خورشیدنور

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خورشیدنور. [ خوَرْ / خُرْ ] (اِ مرکب ) نور خورشید. آفتاب . ضوءالشمس . (یادداشت مؤلف ) : چنان زی با رخ خورشیدنورش که پیش از نان نیفتی در تنورش . نظامی .

معنی خورشیدنور | واژه جو