واژه جو

خورشیدلقا

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خورشیدلقا. [ خوَرْ / خُرْ ل ِ ] (ص مرکب ) خوب صورت . خورشیدچهره . خورشیدچهر. آفتاب منظر. خوبروی . جمیل .زیباروی . ◄ (اِخ ) نام است مر زنان را.

معنی خورشیدلقا | واژه جو