واژه جو

خوردسالی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خوردسالی . [ خوَرْدْ / خُرْدْ ] (حامص مرکب ) بچگی . کم سالی . خردسالی . کودکی . (یادداشت مؤلف ).

معنی خوردسالی | واژه جو