واژه جو

خورد و خوراک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خورد و خوراک . [ خوَرْ / خُرْ دُ خوَ / خ ُ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب ) خوراک . عمل خوردن . (یادداشت مؤلف ). غذا. آنچه تغذیه را بکار است .

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

معنی خورد و خوراک | واژه جو