خودکار
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) (ص مر.)<BR>۱- دستگاه و آلتی به خودی خود کار میکند، اتوماتیک.<BR>۲- مداد خودنویس.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) (ص مر.) ۱- دستگاه و آلتی به خودی خود کار میکند، اتوماتیک. ۲- مداد خودنویس.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خودکار. [ خوَدْ / خُدْ ] (ص مرکب ) آنچه پیش خود کار می کند و احتیاج بمراقبت ندارد.آنکه کار کردن او امر و گفتن لازم ندارد و خود آن کاری که باید کرد در موقع خود کند. (یادداشت مؤلف ). ♦ قلم خودکار ؛ قلمی که احتیاج بدوات ندارد و با ماده ای که از ابتداء داخل آن است نوشتن انجام می دهد. ♦ ماشین خودکار ؛ ماشینی که احتیاج به مراقبت کارگر ندارد و خود کار خود را انجام می دهد.
مترادف و متضاد واژهدان
اتوماتیک خودنویس، قلم
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی