خودرای/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(~. رَ) (ص مر.) آن که به فکر خود کار کند و به رأی دیگران اعتنا نکند.<br>مترادفها و واژههای مرتبطبیادب، خودخواه، خودسر، خودکامه، خیرهسر، دیکتاتور، کلهشق، لجباز، لجوج، مستبد، یکدنده ≠ دموکرات، دموکراتمنشواژه قبلی: خودداریواژه بعدی: خودرو