خوان/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(~.) (اِ.)<BR>۱- خار و خلاشه.<BR>۲- گیاه خودرو، علف هرزه.<br>مترادفها و واژههای مرتبطادیم، بساط، سفره، سماطمهمانی، پذیراییرباط، کاروانسراواژه قبلی: خوالیگرواژه بعدی: خوان سالار