واژه جو

خوان کرم

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خوان کرم . [ خوا / خا ن ِ ک َ رَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) سفره ٔ کرم . سفره ای که از روی بخشش و کرم گسترده شود. (یادداشت بخط مؤلف ) : تو مست خواب غفلتی و ازبرای تو ایزد فکندخوان کرم در سپیده دم . منوچهری . ◄ خانه ای که بر همه کس مفتوح و سفره ٔ آن همه روزه گسترده باشد. ◄ خوان یغما. (ناظم الاطباء).

معنی خوان کرم | واژه جو