خواستنی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خواستنی . [ خوا / خا ت َ ] (ص لیاقت ) درخور خواستن . درخور طلبیدن . قابل طلب کردن . (یادداشت بخط مؤلف ).
مترادف و متضاد واژهدان
دوستداشتنی، محبوب، موردپسند، پسندیده مرغوب، مطلوب، طلبکردنی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خواستنی . [ خوا / خا ت َ ] (ص لیاقت ) درخور خواستن . درخور طلبیدن . قابل طلب کردن . (یادداشت بخط مؤلف ).
مترادف و متضاد واژهدان
دوستداشتنی، محبوب، موردپسند، پسندیده مرغوب، مطلوب، طلبکردنی