واژه جو

خواب رفته

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خواب رفته . [ خوا / خا رَ ت َ / ت ِ ] (ن مف مرکب ) خوابیده . خفته . ◄ عضو خدرشده . عضو بیحس شده . ◄ وارفته . بی اعتنا به پیش آمدها (در تداول عامه ). ♦ خاله خواب رفته ؛ زن بی حال و بی اعتنا به پیش آمدها.

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

معنی خواب رفته | واژه جو