واژه جو

خنجست

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خنجست . [خ َ ج َ ] (اِخ ) نام مکانی است که افراسیاب از آنجا فرار کرده و بسلامت جست . (از ناظم الاطباء). ظاهراً دریاچه ٔ ارومیه : برین جایگه برز چنگم بجست دل و جانم از جستن او بخست درین آب خنجست پنهان شده ست بگفتم بتو راز چونان که هست . فردوسی . سوی راه خنجست بنهاد روی همی راند شادان دل و راه جوی . فردوسی .

معنی خنجست | واژه جو