واژه جو

خنجر قشلاقی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خنجر قشلاقی . [ خ َ ج َ ق ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان باراندوزچای بخش حومه ٔ شهرستان ارومیه . آب آن از باراندوزچای و محصول آن غلات و توتون و چغندر و حبوبات است . شغل اهالی زراعت و راه آن ارابه رو است . از راه ترکمان می توان اتومبیل برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).

معنی خنجر قشلاقی | واژه جو