خنجر خوردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خنجر خوردن . [ خ َ ج َ خوَرْ / خُرْ دَ ] (مص مرکب ) زخم خنجر برداشتن . ◄ کشته شدن و مردن از زخم خنجر. (یادداشت بخط مؤلف ). ◄ مردن . بقتل رسیدن : بشیث آمد دوران ملک هفتصد سال نماند آخر و خورد از کف اجل خنجر. ناصرخسرو.