واژه جو

خم سنگین

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خم سنگین . [ خ ُ م ِ س َ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خمره ای که از سنگ تراشیده اند : مشمس آن بود که انگور را یک هفته به آفتاب بنهند و باز بکوبند و به خمهای سنگین روغن داده اندر کنند. (از هدایةالمتعلمین ربیعبن احمد الاخوینی بخاری ).

معنی خم سنگین | واژه جو