واژه جو

خم ابرو ترش شدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خم ابرو ترش شدن . [ خ َ م ِ اَ ت ُ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) ابرو ترش شدن . (آنندراج ). اخم کردن . ابرو برهم افکندن : حیف آیدم که آن خم ابرو ترش شود بهر نظارگی تو ضبط نگاه بس . نظیری (از آنندراج ).

معنی خم ابرو ترش شدن | واژه جو