واژه جو

خلع

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(خُ) [ ع. ] (مص م.) طلاق گرفتن زن از شوهر با بخشیدن مهر خود یا با دادن مال.

(خَ) [ ع. ] (مص م.) ۱- کندن، برکندن. ۲- جدا کردن. ۳- برکنار کردن کسی از شغل.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی خلع | واژه جو