خلع/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(خَ) [ ع. ] (مص م.)<BR>۱- کندن، برکندن.<BR>۲- جدا کردن.<BR>۳- برکنار کردن کسی از شغل.<br>مترادفها و واژههای مرتبطاخراج، انفصال، برکناری، عزل ≠ نصبمعزول، برکنار، مخلوع ≠ منصوب، برگماریدر آوردن، ریشهکن کردن، کندنواژه قبلی: خلطهواژه بعدی: خلع عذار کردن