واژه جو

خلرد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خلرد. [ خ ُ ل َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان نرم آب بخش دو دانگه ٔ شهرستان ساری . واقع در هفت هزارگزی شمال خاوری سعیدآباد. این دهکده کوهستانی و جنگلی با آب و هوای معتدل و مرطوب و دارای ٦٩٠ تن سکنه است . آب آن از چشمه سار و محصول آنجا غلات، لبنیات، ارزن و عسل . شغل اهالی زراعت و گله داری و از صنایع دستی زنان کرباس و شال می بافند. راهش مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٣).

معنی خلرد | واژه جو