واژه جو

خلال

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(خِ) [ ع. ] (اِ.) ۱- چوب باریکی که لای چیزی گذارند. ۲- چوب باریکی که با آن خرده غذای مانده در لای دندان‌ها را خارج کنند. ۳- میانه چیزی.

(خِ) [ ع. ] (اِ.) ج. خلل ؛ تباهی‌ها، فسادها.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی خلال | واژه جو