واژه جو

خلافکار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(خَ) [ ع - فا. ] (ص فا.) آن که خلاف می‌کند، آن که رفتار نادرست و ناروا دارد، متخلف.<br>

معنی خلافکار | واژه جو