واژه جو

خلاف پیدا کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خلاف پیدا کردن . [ خ ِ / خ َ پ ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) مخالفت آغاز کردن . دشمنی کردن : احمدبن عبداﷲ الخجستانی خلاف پیدا کرده و نشابور حصار گرفت . (تاریخ سیستان ). سپاه بر او جمع شد و خلاف سکزی پیدا کرد. (تاریخ سیستان ).

معنی خلاف پیدا کردن | واژه جو