واژه جو

خلاصی دادن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خلاصی دادن . [ خ ِ / خ َ دَ ] (مص مرکب ) رهانیدن . (یادداشت بخط مؤلف ) : بیا ز محنت جان کندنم خلاصی ده که دم زدن ز فراق تو مردنی است مرا. نظیری (از آنندراج ).

معنی خلاصی دادن | واژه جو