واژه جو

خلاص جویان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خلاص جویان . [ خ ِ / خ َ ] (نف مرکب، ق مرکب )رهایی جویان . در حال طلب آزادی و رهایی : زید از پس او چو سایه پویان وز سایه ٔ او خلاص جویان . نظامی .

معنی خلاص جویان | واژه جو