واژه جو

خلابیس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خلابیس . [ خ َ ] (ع ص، اِ) باطل . ◄ پراکندگان بهر سوی . واحد ندارد و [ شاید واحد آن خلبیس باشد ] . ◄ دروغ . ◄ (مص ) آب خورده رفتن شتر چنانکه شبان را عاجز گرداند. ◄ (ص ) آنچه نظام نداشته باشد. ◄ نادرست . ◄ ناکسان و فرومایگان . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد).

معنی خلابیس | واژه جو